نازگل و داداشش انزلی
خدای من هزاران بار شکر برای دادن این دو فرشته بی همتا
این هم یه عکس ناز از دخترم و بابای مهربونش
دختر نازم لب دریا درحال شن بازی
این عکس 94/1/31تولد آجی نگار نازنین و هستی خانمه
دختر مهربونم با داداشش داخل ماشین
دخترو پسر نازم کنار باباشون لب دریا
نوروز 94
سلام دوستای خوب ما.ما اومدیم هم عید رو به شما تبریک بگیم هم یک مقدار یادگاری بنویسیم.نوروز 94 تا روز سوم ما دید و بازدید رفتیمو بععد از اون به شمال رفتیم و تا روز هفتم اونجا بودیم و بعد به اتفاق مامان ناهید به خونمون اومدیم.خاطره جالبی که تو ذهنم دارم اینکه برای نازنین خانم ما مامانی جونش یک جفت کفش سفیدعیدی خریده بود و روز اول عید که ما می خواستیم خونه مامانی بریم نازنین خانم کفش هاش رو پوشید و وقتی موقع بیرون اومدن از خونه شد به شدت گریه می کرد و می گفت من رو بغل بکنید گه من پاهام رو رو زمین نگذارم جون اگر این کار رو بکنم کفشم کثیف می شود .خلاصه ما خیلی تلاش کردیم تا قانع شد و پاش رو رو ی زمین گذاشت و بالاخره ما به خونه مامانی ...
نویسنده :
maman
14:36










